۱. به فرزندتان می‌گویید هیچ احساساتی از خود بروز ندهد.

اگر فرزندتان عصبانیت، ناراحتی یا ترس از خود نشان دهد، مسخره‌اش می‌کنید و به او می‌گویید که نباید هیچیک از احساسات خود را نشان دهد. یک راه دیگر هم این است که احساساتی شدیداً بیشتر از آنها نشان دهید، طوریکه بچه مجبور شود احساسات خود را فراموش کرده و برای آرام کردن شما وضعیت رواني خود را تغییر دهد.


۲. قوانینی متناقض می‌گذارید.

طوری برخورد می‌کنید که فرزندتان باید حدس بزند که چه توقعی از او دارید.

قوانینی که برای او می‌گذارید را هم مدام تغییر ميدهيد.

او را كتك ميزنيد بعد در اغوش ميكشيد.
یا روزی قربون صدقه یک کار او میروید، فردا به دلیل خستگیتان دعوا میکنید، این رفتار میتواند باعث ایجاد اختلالات روانی در کودکان بشود


۳. از فرزندتان می‌خواهید مشکلتان را حل کند.

با او درد دل ميكنيد.همه نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و مشکلات ارتباطی‌تان را به طور روزانه با فرزندتان مطرح می‌کنید.
طوری جلو فرزندتان رفتار می‌کنید که حتی از پس مراقبت از خودتان و مشکلاتتان هم برنمی‌آیید.
فرزندتان شما را یک قربانی میبند که به او ظلم شده است.

۴. همسرتان را تحقیر می‌کنید.

رفتارتان با همسرتان در مقابل بچه‌ها با دعوا و جنگ و جدال همراه است.

همدیگر را به طلاق تهدید می‌کنید طوریکه فرزندتان با اضطرابی مزمن زندگی می‌کند.
بر سر مسایل تربیتی، مقابل فرزندتان دعوا میکنید.
بدی همسرتان را مقابل فرزندتان به دیگری بگویید.

۵. او را برای مستقل شدن تنبیه می‌کنید.
وقتی افکار، احساسات یا خواسته‌هایی از خود را مطرح می‌کند که متفاوت با شماست، دچار عصبانیت و ناراحتی می‌شوید.
اگر نشانه‌هایی از علاقه به کشف چیزهای نو، ملاقات با افراد جدید یا ابراز هر فکر یا احساسی که متفاوت با شماست نشان دهد، با این جمله به او پاسخ می‌دهید، «چطور میتونی اینکارو با من بکنی؟»

۶. ارزش خودتان را بر عملکرد فرزندتان وابسته می‌کنید.

احساس کنید پدر/مادر بدی بوده‌اید. فشار شدیدی به آنها وارد می‌کنید تا در همه کار بهترین باشند.

مثلا حس میکنید مادر بدی هستید چون فرزندتان غذا خوب نمیخورد.

۷. وارد روابط فرزندتان می‌شوید.

والدین هلکوپتری هستید یعنی تمام رفتارهای فرزندتان در روابط خود را هدف قرار می‌دهید.
شدیداً درگیر دوستی‌های او می‌شوید.
میخواهید همیشه به فرزندتان کمک کنید، مشکلاتش را حل کنید یا مراقبش باشید

۸. از فرزندتان انتظار دارید آرزوهای برآورده‌نشده شما را براورده كند.

فرزندتان را مجبور به انجام کارهایی می‌کنید که آرزو داشتید وقتی کودک یا نوجوان بودید انجام می‌دادید. اگر همیشه آرزو داشتید یک رقصنده حرفه‌ای شوید، از دو سالگی فرزندتان را در کلاس رقص ثبت‌نام می‌کنید. اگر یک روز بخواهد آن را کنار بگذارد، به طرز عصبی به گریه می‌افتید و حداقل یک هفته با او قهر می‌کنید.